<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>من/قایق/پارو</title>
	<link>http://ghayeghran.ir</link>
	<description>همون قایقران کوچولوی قدیمی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Aug 2010 07:39:43 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title>&#8230;.</title>
		<description>به نام خدا
...
 
...
خیلی وقت ِ که ننوشتم....شاید چون نوشتن دلیل می خواد و من دلیلی واسش نداشتم.....
مسیر زندگی من خیلی تغییر کرده و همه چی خوبه هه همه چی آروم ِ....
نمیدونم چرا بازم دوست دارم برگردم به 3 سال پیش ....پارو بزنم ....این قایقرانی چی داشته واسم که اینطور هنوز ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=131</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>به نام خدا

...

 خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا، از این مردم كه به ظاهر صادق و باوفا اند، خسته ام از دوری، از درد انتظار، خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ......خسته ام آری پرودگارا از این دنیا خسته ام، از آدم هایش از دروغ هایش از ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=130</link>
			</item>
	<item>
		<title>:)</title>
		<description>به نام خدا
...
سرانجام دريافتم كه در قلب زمستان، تابستاني شكست ناپذير در درونم وجود دارد....
...
به آسمون نگاه ميكنم.ستاره ها ابرها...دلم تنگ شده براي سكوت دريا....روزهايي كه صبح زود توي گرماي اون شهر لب دريا ميشتمو پاهامو توي آب ميكردمو خاطرات خوبمو به ياد مي آوردم....و بعدش قايقمو مي نداختم توي ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=127</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>به نام خدا
...
آدما از جنس برگند. گاهی سبزند، گاهی پائیزن و زردند. زمستون دیده نمی شن. تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن. حیف که هر لحظه یه رنگند...!!!
...
 وقتي اون روز ريز ريز بارون مي باريد هوا سرد، دستامون يخ زده بود اما انگار دلمون براي اين سرما تنگ شده بود ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=125</link>
			</item>
	<item>
		<title>nothing else matters</title>
		<description>به نام خدا

...

چه مردمان پستی هستند کسانی که به خاطر جلب توجه دیگران خود را هم عقیده و هم فکر آنها نشان میدهند...!!!

...

پ.ن 1: آدم ها تو چشمم چيزي جز سياهي نيستن...هرچي بيشتر خوبي كني بدتر بهت خيانت ميكنن...

پ.ن 2:دوستي ها رابطه ها همه و همه دارن تو چشمام سياه ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=123</link>
			</item>
	<item>
		<title>هو هو هو</title>
		<description>به نام خدا

...

روزگار وحشی ِ اما آدماش وحشی تر...

...

روزی که منو کاپیتان از اردو اومدیم بیرون خوب خیلی ها خیلی حرف ها زدن...و ما جز سکوت هیچ کاری نکردیم و سپردیم به خدا...

امروز از 13 تیر 86 ،دو سال گذشته تو این دو سال من فقط دیدم آدم هایی که ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=122</link>
			</item>
	<item>
		<title>چيزي نيست</title>
		<description>به نام خدا
...
 امروز از ديروز به مرگ نزديكتريم...به خدا چه طور؟؟؟
...
چيزي نيست كه بخوام بگم...جايي نيست كه بخوام برم...هيچكي نيست كه بخوام بياد...براي رفتن حاضرم...چيزي نيست كه بخوام لمس كنم...طعمي نيست كه بخوام بِچِشم...بويي نيست كه بخوام حس كنم...رنجي نيست كه بخوام بكشم..جايي نيست كه بخوام بمونم...مرزي نيست كه ازش ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=121</link>
			</item>
	<item>
		<title>هر عقیده ایی محترمه!</title>
		<description>به نام خدا
...
 
تو میگی:خیلی وقته که امیدوار بودم ،دیگه نمی تونم!
به چی امید بسته بودی؟به آسون بودن جنگ؟این یه حرفِ مفته!زمونه مون از اون چیزی که فکر میکنی نکبت تره!
تو این زمونه:اگه کارای یه قهرمانُ نکنی بدبختی!اگه کارایی که هیچکی باور نداره رُ نکنیم،ول معطلیم!
دُشمنا منتظرن خستگی مونُ ببینن!تو اوج ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=120</link>
			</item>
	<item>
		<title>من آن مورم که همواره بدنبال رسیدن بود</title>
		<description>به نام خدا

...

از حکم بر تا حکمران حیوان به حیوان دیده ام/در مکر او در فکر این در شکر او در ذکر این از حاجیان تا ناجیان شیطان به شیطان دیده ام دیدی اگر بی خانمان از هر تباری صد جوان من پیرهای ناتوان دربان به دربان دیده ام...

ای روزگار ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=119</link>
			</item>
	<item>
		<title>واقعیت</title>
		<description>به نام خدا
...
قبرا از نعش پُر شدن پِیکا پُر از راکی!
میگن:ما هم پُریم!
آره!
تا خِرخِره پُرن...اما از حرف مُفت...!!!
...

واقعیت اینِ که زندگیمو از قایق و پارو جدا کردم دوستم ندارم دوباره برم اونجا تا مثل مرداد ماه دنبال یه راه باشم که همرو بپیچونم که برم خونه و اردو نباشم... نه ...</description>
		<link>http://ghayeghran.ir/?p=118</link>
			</item>
</channel>
</rss>
