sarvenaz | قایقرانی | دوشنبه, تیر ۱۸م, ۱۳۸۶

به نام خدا

اينجا بهاره ولي برگ درختا زردن…اينجا جهنم ساكت نيا برگرد…زندگي با آدم نماها چشمامو تر كرد…جنايتو خون ريزي داره ادامه هر شب…بيا اينجا هوا واسه نفس كشيدن هستش اما اگه چشماتو باز كني نميشه بستش…بذار بگم جهنم ساكت اسم شهر من…روزا آروم ولي شبا فكر مرگتن…كسي اينجا نمي يادش به جنگ تن به تن…بايد دنبال يه پناه بگردي در به در…نميشه كه زندگي بكني بي دردسر…توام بايد بجنگي با هواي سرد شب…همه آدم نما نو انسان نيستن…دست تقدير نيست انگار زيستن…پشت صداقت همه پنهان ميشن…

فراريم هميشه از سايه هاي شب…تو مي توني ببيني از رده پاي من…تو اينجا بايد بسازي با هواي بد…

آدما چه قدر بدن قلم برو جلو بنويس…تا چشماي تو مثل چشماي من بشه خيس…خاكستر اين جهنم تا موهاي منو سفيد نكنه اينجا مي مونم به فرشته ها بگيد اينويكي هنوزم زنده مونده تا كه بخونه بگيد داد بزنن تا حتي خدا هم بدونه من اينجا دنبال زندگي مي كردم فقط همين ولي تو بودي كه زخماي دلمو خط زدي….خدا ميدوني چرا من شدم بيمار رواني…چون روح سفيد داديو بيدار سياهي…خيلي بيشتر از اين چيزيرو كه دارم مي بازم…زندگي آيندمو مي نالمو مي سازم…قدرت قدم ور داشتن به سمت تو ندارم…خدا ميخوام ببينمت چرا حقشو ندارم؟؟؟

اينجا همه دارن ميميرن تو خزون زندگي خدا ميخوام بهم بگي ديگه تموم تشنگي…چرا وقتي چشمامو رو هم ميذارم نمي تونم يه لحظه آروم بمونمو اينو نميدونم كه بايد دوباره كابوس اينجارو ببينم واسه همينه ميخوام دست خدارو بگيرم آخه هرچي بيشتر دشمن داشته باشم بيدارتر نصبت به زندگي ميشم كه منو بيمار كرد…مگه ميشه دورنگي هارو نديدو عشقيكه تو وجود همست نباشه پليد مشكي..عقايد من عواطف خشن دوستانست…حقايق منو حتي دشمنام گوش دادن…خدا فقط تو يكي موندي كه جوابي ندادي نكنه ميخواي بهم بگي هوامو نداري؟؟؟؟

اتفاقا اينارو ميدونم كه اينارو مي خونم…آره توقعم از تو زياد ميدونم كه جهنم اين دنيارو با آدماي بدش واسهء هميشه بيا تبديل بكن به بهشت…….

 

 

sarvenaz | قایقرانی | شنبه, تیر ۱۶م, ۱۳۸۶

به نام خداي من

من بدم مي ياد از همه شبها….ببين من ديگه در آرزوي مرگم….لابد توام ميگي چرت ميگم حتما ولي من شخصا ديگه خستم….آخه تا كي بايد ببايرم من هرشب….رسما من از دست رفتم……

……..

آروومم….همه ميخوان منو از فكر در بيارن…..فكر مي كنن من ناراحتم اما من ناراحت نيستم اگه دوست داشتم مي موندم  من خودم خواستم خودم تصميم گرفتم ديگه نمونم با پاي خودم اومدم حتي اونا هنوز منتظرن فكر مي كنن من قرار بعد از استراحت برگردم…….. خوش حالم…. فقط…فقط تو اين دنيا نيستم…..تو فكرم…فقط به فكر انتقامم….حتي اگه ۱۰ سال طول بكشه بايد انتقاممو بگيرم……مامانم ميگه شدي يانگوم…..

آره مي خوام مثل اون برگردم…اما واسه انتقاااااااااااااااااااام…..

من ؟آدم كينه ايي نيستم….اما تو يه نفر……خداياااااا.....كمكم كن....

 

sarvenaz | قایقرانی | جمعه, تیر ۱۵م, ۱۳۸۶

به نام خدا

خداحافظ قايقراني

خداحافظ ….خداحافظ تمام خواستن ها..رفتن ها…نرسيدن ها….
خداحافظ روزاي سخت….تمام فرق ها…..تمام دردها……بي عدالتيا….
خداحافظ قايقم….پاروم….درياچه…..
گذشتم….از همه چي گذشتم….از قهرماني… از قايقراني…..از قايقم…از پاروم…از تيم ملي….
خوشحالم…..آزادم….خونه…آرامش….اراااااااااااامش….خيلي وقت بود اين كلمه واسم غريبه بود….
خوش حالم با پاي خودم اومدم….با اينكه فقط دوهفته به سفر مونده بود…ديگه نخواستم بمونمو ادامه بدم…..
با پاي خودم اومدم….يهو دل كندم….برام عجيب بود….همه فقط گوش به حرفامون مي كردنو مي گفتن:واي خيلي گناه داريد….انقدر داريد اذيت ميشيد ما تازه فهميديم…صبر كنيد همه چي درست ميشه…..
قبل من يكي ديگه از بچه هامون رفت….شب وقتي داشت ميرفت….گريه مي كرديم….كاپيتانمون بود….خيلي رفتنش بد بود…
روزاي آخر درياچه برام عذاب آور شده بود….با مسئولين حرف زديم……قرار شد پيگيري كنن….
گفتن برو چند روز استراحت كن برگرد…از همون حرفاي هميشگي….تو اول راهي….سرمايهء ما هستي….اما…..
من بر نمي گردم…….
(يكي از روزاي بد اردو كه بد از تمرين اومدم نشستم تو كانكسو نوشتم)

دوشنبه ۴ تير

به نام خداي خوبم
از كجا بنويسم….؟؟؟
از تنهايي يا گرگاي دورو برم؟؟؟از نامرديا؟؟؟
يه روز عاشق پارو زدن بودم….روزايي بود كه مامان نميذاشت برم تمرين با گريه خواهش مي كردم كه بذاره برم….
الان روزي رسيده كه با گريه ميگم ميخوام برگردم…..ديگه نمي خوام…..
با همهء سختيا جنگيدم…..
روزي كه براي اولين بار به اردوي تيم ملي دعوت شدم از همه كوچيكترو ضعيف تر بودم ما انقدر هدفم برام ارزش داشت كه جنگيدمو به اينجا رسيدم….اينجا اوج منه….اوجي كه بدون حتي يه قرص باشه……اين واسم ارزش داره…..
اما حالا از قايقو پاروم بدم مي ياد اونا گناهي ندارن كه دوسشون ندارم….باعث تمام اين تنفرا فقط يك نفر…
يه روز ازت انتقام ميگيرم…..هرچه قدرم بگذره اما مطمئن باش من بر ميگردم…..انقدر از تو اوج ميگيرم كه به گريه بندازمت….اون وقت يادت مي يارم زجرايي كه سر تمرينا به من دادي…..اون روزايي كه خوب تمرين ميكردم تو ميزدي تو ذوقم…..اون روزايي رو كه انقدر بين ما با شاگرداي خودت فرق مي ذاشتي……به يادت مي يارمو شكنجت ميدم……
مطمئن باش براي انتقام گرفتن از توام شده بر مي گردم…..
ديگه نه عشق قايقرانيرو دارم…..نه عشق تيم ملي….چون الان مي فهمم هيچي جز ضرر نداشت…..فقط از درس عقب موندم…..البته چرا اون موقع ها خيلي خوب بود.. چون يكي بين ما نبود.. اون موقع رالف يا شفر نمي ذاشتن تو دخالتي كني…..اما يولداش….اون مقصر نيست اون تورو نمي شناسه…..
كاش هيچ وقت وارد اين محيط نمي شدم…..بابا مي گه بجنگ….محلش نذار…..
با سختيه تمرينات مي جنگم…با همه چي مي جنگم….اما با اين نا حقيا با اين كارايي كه ميكنه فقط مارو رواني كنه چه طوري بجنگم؟؟؟
ديگه نه…..
…………………………………………………………………………….
الان خونم….آرومم….اما دلم گرفته….خيلي گرفته…..چرا بايد اونجا طوري بشه كه با پاي خودمون قيد تمام هدفا،آرزوهامونو بزنيم…..
خداحافظ قايقراني…..

 

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است

5,631 spam comments
blocked by
Akismet