هجوم كلمات
به نام خدا
چه ابريست امشب هواي چشم هايم…و سكوت تلخ شب ياد آور تمام تلخي هاي گذشته…
شده تا حالا يه روز از صبح تا شب گريه كني تمام صورتت از اشك ريختن پُف كنه بعدش بهت حالت تهوع دست بده كلمه ها تو ذهنت بالا پايين برن بعد هجوم كلمات…دلت بخواد دهنتو باز كنيو حرف بزني…يه جور استفراغ كلمات…
…
هميشه اينجا ازيكي مي نوشتم كه واسه بعضي هاتون سوال پيش مي يومد كه اون كيه كه هميشه با يه احساس متفاوت ازش مينوشتم…اما هميشه شاكي بود كه تو سايتم هيچي ازش ننوشتم اما من مي نوشتم اون پست ها رو كه بايد مي خوند نمي خوند…
هميشه يه چيزي جلوي پيشرفتمو ميگيره هميشه باعث ميشه سكوت كنم…چيزي كه اصلا به قيافم نمي خوره يعني فكرشم نميكني كه من اون خصوصيت رو دارم…من از اينكه خجالتيم متنفرم از اينكه هميشه يكي بايد تو كارام كمكم كنه ديگه خسته شدم….با اينكه من خودم پر از قدرتم نميدونم چي باعث شد اين طور سكوت كنم….اما ديگه نمي خوام. وقتي زندگي واسم خوبه چرا خودم سختش كنم…
رفيق وقتي همه جا مي گفتيم كه منو تو يه روح تو ۲تا بدنيم وقتي نذاشتيم آدم هايي كه مي خواستن مارو از هم جدا كنن وقتي با اينكه از هم دور بوديم هر روز از هم خبر داشتيم اما چند ماهي ميشد كه ديگه زنگات با من نبود ديگه گريه هات با من نبود…ديگه عشقتم مال من نبود…رفيق وقتي كه خدا يه هديه به تو داد تو سرو رو فراموش كردي…با اينكه مي دونستي كه من چه قدر دوست دارمو چه قدر برام سخته اما همهء برنامه ريزي هايي كه با من بود با اون ريختي…من حسود نيستم نشستم فكر كردم ديدم شايد الان اون خوبه شايد الان اون دركت ميكنه….شايد من ديگه خيلي قديمي هستم…رفيق گلدون نو مبارك…!!! تو اين دنيا تو يكي از اون چيزايي بودي كه واسم خيلي با ارزش بوديو هستي اما انگار وقت رفتن من رسيده…نميدونم اينجا رو ميخوني يا نه اما مي خواستم بهت بگم هر جا با هركي باشي اون شخص هر چه قدر هم دوست داشته باشه باز هم به اندازهء من دوست نداره…هميشه شبا وقتي به آسمون نگاه كردي اگه مثل قديما نگاه كني چشم هاي منو ميبيني كه منتظرتن …همه حرفا گفتني نيست…
پ.ن ۱: ۴ سال بود كه آرزو داشتم كه عزيزترين كسمو تو لباس عروسي ببينم خدا منو به آرزوم رسوند اما دقيقهء ۹۰ نميدونم چي شد…نشد برم و هيچ وقت خودم رو نمي بخشم…
پ.ن ۲: قابل توجه بهضيا كه اينجا رو ميخونن اين نوشته واسه تنها رفيقم ِ كه از هر چيزي تو اين دنيا به من نزديكتر بود..اونم از جنس مونثش!!!
پ.ن ۳: تا نياد ديگه نمي يام اينجا كه بنويسم…ديگه با همه قهرم حتي با خودم…!!!